تبلیغات شما اینجا قیمت سرور پرینتر اچ پی راهنمای خرید ویدئو پروژکتور اچ پی سرور سرور اچ پی سوئیچ شبکه سیسکو سوئیچ سیسکو یو پی اس فاراتل دوربین مداربسته سامسونگ دوربین مداربسته هایک ویژن دوربین مداربسته داهوا قیمت موبایل قیمت انواع گوشی قیمت گوشی پایین ترین قیمت گوشی بهترین گوشی برای موزیک بهترین گوشی برای سلفی بهترین گوشی برای بازی راهنمای خرید تلویزیون راهنمای خرید موبایل راهنمای خرید گوشی قیمت انواع تبلت قیمت تبلت لپ تاپ قیمت قیمت لپ تاپ قیمت لپ تاپ ایسوس سری x قیمت لپ تاپ ایسوس سری N قیمت لپ تاپ ایسوس سری v قیمت لپ تاپ ایسوس سری U قیمت لپ تاپ ایسوس سری K555 ربات اینستاگرام فروشگاه اینترنتی افزایش بازدید سایت چت طراحی سایت
بستن تبلیغات [X]
مجله beautifullstory - صفحه 100

نگاه مادر از اندوه زرد است

غرور خسته‌اش لبریز درد است

برای سرخی فرجام عشقت

سراپای نگاهش آه سرد است

***

دل از داغ غروبت با خبر شد

نگاه مادر از غم در به در شد

دل حسرت نشینش بر سر راه

نشست و تار و پودش شعله‌ور شد

***

"مهری حسینی" 21 / 8 / 1391

+ تعداد بازدید : 0 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

آهنگ سفر کرد

مرد اقیانوس

آن سوتر

به انتظار نشسته او را

سوسوی فانوسی

***

وقتی گریزی نیست

برای

سال های خسته‌ی انتظار

تسلیم رویای پرواز می‌شود

نسل آفتاب

***

در سراشیبی حادثه‌ای گنگ

به آفتاب و نخل

می اندیشد زمین

و من

چشم به راه

سرنوشت گام هایم هستم

***

"مهری حسینی"12/7/91

+ تعداد بازدید : 0 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

کامبیز جان ! ( زرتشت عزیز و مهربانم _ وبلاگ مالیموس _) داغت تا ابد بر دلم سنگینی خواهد کرد. هرگز مهربانی هایت را فراموش نخواهم کرد. تو را به خدا می سپارم و از خدا می خواهم بهشت را ارزانیت دارد و جایگاه نیکویت پاداش تمام خوبی هایت باشد . عزیز دل همیشه به یادت خواهم بود و بدان که تا ابد داغدار یک دنیا مهربانی ام.

یادت و نامت جاودانه باد

+ تعداد بازدید : 0 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

تقدیم به کامبیز عزیزترین و بهترین و صمیمی ترین دوستم.

کامبیز جان خیلی زود به سمت بهشت خدا پر گشودی و دلم را در غمت اندوهبار ساختی. عزیز دل دست خدا به همراهت و جایگاهت نیکو.

سکوت کوچه سر شد بی تو عمری

و این دل در به در شد بی تو عمری

تو رفتی ، من شکستم ، خاطر شهر

از این غم با خبر شد بی تو عمری

×××

نفس های زمین بی تو چه سرد است

غروب حادثه لبریز درد است

میان کوچه های خاطره ، دل

به دنبالت غریبی دوره گرد است

×××

" مهری حسینی"

+ تعداد بازدید : 1 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

خدایم در بهار یک سپیده

تو را سهم نگاهم آفریده

تو آن عشق سراپا التهابی

که در جان و دلم یکجا وزیده

***

بهار عشق در آیین گل هاست

شکفتن در نگاه عشق زیباست

چرا می ترسی از پایان این کار ؟

دلم ایمان بیاور عشق تنهاست

" مهری حسینی"

+ تعداد بازدید : 0 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

کردستان من

باز کردستان من آتش گرفت

رنج بی پایان من آتش گرفت

آه های سرزمینم شعله ور

شد نگاه بی پناهش در به در

ملتهب شد زخم های پیکرش

خون من شد سهم چشمان تَرَش

زخم پشت زخم بر روحش نشست

داغ پشت داغ بغضش را شکست

تا ابد با زخم های ریش ریش

می کند از داغ دل گیشو پریش

آه کردستان من آرام باش!

روح بی سامان من آرام باش!

خوب می فهمم تو را ایمان من !

سربلند ِ پاک ، کردستان من !

آه های شیمیایی رنگ و بو

از حلبچه مانده در عمق گلو

مانده تا انفالِ غم در یاد مرگ

می شوی با داغِ دل همزاد مرگ

گوش هایت پر شد از آهی حزین

از نفس های غم آلود زمین

حنجره ات زخم دارد، وایِ من !

ناله ی سردشت دارد نای من !

سرفه هایت رنگ خون دارد هنوز

طرحی از جنس جنون دارد هنوز

***

آه اکنون زخم کوبانی ست این

پاره ای از روح انسانی ست این

طرح شومِ نفس شیطانی ست باز

فکر خشم و جنگ و ویرانی ست باز

داغِ این زخمی که بر پیشانی ست

ناله ی تفتیده ی کوبانی است

مرد و زن در سایه سار آفتاب ِِ

سر به پایت می دهند ای حس ناب

هر رگِ حلق تو یک رشته طناب

می کشد دل را به سمت آفتاب

هر رگی تا شد جدا از گردنت

دار خواهد شد برای دشمنت

در گلویت مانده آهی پر نفس

دور خواهد کرد ، از تو خار و خس

سرزمینم تا ابد آزاد باش !

روح بی تابم غرور ماد باش!

" مهری حسینی "

+ تعداد بازدید : 0 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

چه شوری در سرم افتاده امشب!

که آتش درپَرم افتاده امشب

چه سنگین است بار دردهایم

دلم در بسترم افتاده امشب!

«مهری حسینی»

از کتاب مجموعه دوبیتی های عاشقانه سکوت کوچه

+ تعداد بازدید : 0 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

رمانس

قالبی ست قدیمی تر از قالب رمان و شاید همین باعث شده که توهم و اشتباه تاریخی پیش بیاید که رمانس شکل کهنه، رشد نیافته و ناقص و بازمانده ای از دوران خامی و جوانی بشر است. رمانس گرایش به قهرمان سازی دارد. آن هم به قهرمانی نیک سرشت و از هر نظر کامل و نیز طرفدار نظام اشرافیت است. رمانس یا به طور آگاهانه از تمثیل استفاده می کند، مانند « سیر و سلوک زائر» و یا ناخودآگاهانه مثل اسطوره سازی های عاشقانه در آثار ویلیام موریس.

اما در قالب رمان ( فرق بین رمان و اعترافات) بیش تر به مسائل بیرون از ذهن ، یعنی عینیات می پردازد و راجع به افراد و اشخاص است. کار اصلی اش هم این است که اشخاص عادی از جنس بشر را که در جامعه زندگی می کنند به نمایش بگذارد.

رمانس بازتابی از مسائل احساسی و درونی آدمی ست و مثل رمان داستان افراد را بازگو می کند. رمانس هم با اشخاص سروکار دارد اما به شیوه ای ذهنی و خیالی به آن ها می پردازد. مقصود از عنوان ذهنی و خیالی، پرداخت ذهنی خیالی است و نه مصالح و مایه های خیالی. اشخاص رمانس یک سر و گردن از ما بزرگترند. یعنی قهرمانند. بنابر این دست نایافتنی و غیر قابل درکند. در رمان ، رمان نویس جون عینی تر و واقعی تر داستان را پرداخت می کند، می تواند به درون ذهن اشخاص نیز نفوذ کند. اعترافات نیز متوجه افکار و احساسات درونی آدمی است اما از نظر محتوایی بیش تر به مسائل فکری و نظری مجرد می پردازد.

#مهری_حسینی

+ تعداد بازدید : 0 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

روانیه این شعرم

رهروان کوی جانان سرخوش‌اند

عاشقان در وصل و هجران سرخوش‌اند

جان عاشق، سر به فرمان می‌رود

سر به فرمان سوی جانان می‌رود

راه کوی می‌فروشان بسته نیست

در به روی باده‌نوشان بسته نیست

باده ما ساغر ما عشق ماست

مستی ما در سر ما عشق ماست

دل ز جام عشق او شد می پرست

مست مست از عشق او شد مست مست

ما به سوی روشنایی می‌رویم

سوی آن عشق خدایی می‌رویم

دوستان! ما آشنای این رهیم

می‌رویم از این جدایی وارهیم

نور عشق پاک او در جان ما

مرهم این جان سرگردان ما

+ تعداد بازدید : 1 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

انســانها تنهــائیت را پر نمےڪنند …
فقط خلــوتت را مےشڪنند
هر چه انســانهای اطرافت بیشتر باشند ،
خلوتت آشفته تر
و تنهــائیت تنهاتر مےشود…

+ تعداد بازدید : 0 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

حرف‌هایی هست‌ برای گفتن که اگر گوشی نبود نمی‌گوییم..
و حرف‌هایی هست برای نگفتن،

حرف‌هایی که هرگز‌ سر‌ به ابتذال گفتن فرود نمی‌آورند.

حرف هایی شگفت زیبا و اهورایی همین‌هایند و سرمایه ماورایی هرکس به اندازه حرف‌هایی است که برای نگفتن دارد،

حرف‌های بی‌تاب و طاقت‌فرسا، که هم‌چون زبانه‌های بی‌قرار آتش‌اند و کلماتش هر یک انفجاری را به بند کشیده‌اند؛
کلماتی که پاره‌های بودن آدمی‌اند.
اینان هماره در جستجوی مخاطب خویشند، اگر یافتند، یافته می‌شوند و در صمیم وجدان او آرام می‌گیرند..
و اگر مخاطب خویش را نیافتند، نیستند..
و اگر او را گم کردند، روح را از درون به‌ آتش می‌کشند و دمادم، حریق‌های دهشتناک عذاب بر می‌افروزند.

+ تعداد بازدید : 0 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :
به مردی دل ببند که از علاقه اش به خودت مطمئنی قانون ِ رابطه ها این است👇
مرد باید عاشق تر باشد❤
مرد است که باید برای داشتنت تلاش کند
مرد است که باید پر باشد از نیاز ِ به تو
مرد است که باید بجنگد
تو چرا نشستی کنج اتاق و زانوهایت را بغل گرفتی
و اشک میریزی و روزهایت را آتش میزنی.هان؟
چند سالت است مگر!?
اینکه مینویسی خسته شده ای..❌
اینکه مینویسی دیگر کشش ندارى
این فاجعه است ! میفهمی؟فاجعه
این روزهایت، بهترین روزهایت هستند
حالاست که باید بخندی ،
حالاست که باید رها باشی و آزاد
حالاست که باید دخترانگی کنی
نه که همه را خط بزنی و بنشینی کنج اتاق
و دیوارهایش را خراش دهی و زار بزنی
برای نداشتن ِ مردی که حواسش هم به تو نیست
برگرد دختر
برگرد به زنــدگی
+ تعداد بازدید : 0 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :
.
آدم‌ها گاهی می‌شکنند.... ولی این طوری نیست که شکستن‌شان صدای تِق داشته باشد
و همه بفهمند که فلانی فلان ‌روز فلان ‌جا شکست !
شکستن آدم‌ها را شاید فقط بشود دیـد،
از خنده‌های یهویی شان که وسط جمع تحویل اطرافیان می‌دهند
یا حتی توی آینه به خودشان،
از تعداد موهای سفیدشان که یهو در گوشه‌ ای از سرشان پیدا میشود،
و شاید هم از قیافه‌شان که کمرنگ‌تر می‌شود
و خودشان که هر چه پرهیاهوتر می‌شوند در ظاهر،
در کنج‌شان بیشتر چال‌ می‌شوند و بی‌صداتر و آرام‌تر از همیشه‌شان ...
شکستن آدم‌ها را نمی‌شود شنید،
می‌شود "دیــد" که فلانی نه دیگر مثل قبلش و نه دیگر مثل خودش، هیچ کدام نیست ...!!!!
+ تعداد بازدید : 0 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :
◈ مـــــــــــیدانم
◈دیگر برایم نیــــــــــستی
◈امــــا
◈دلی که تنگ باشد این حرف هــا را نمیــفهد
◈مهربانتر از من دیدی نشانم بده
◈کســی که بارها بسوزانیش
◈و باز هم با عشق صدایت کند
◈به من قول بده
◈در تمامی سال هایی که باقییست
◈تا ابد . . .
◈مواظب خودت باشی
◈حتی اگر نباشم که یاد آوری ات کنم
+ تعداد بازدید : 0 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :
یکی از دوستام و خانمش میخواستن از هم جدا بشن...
یه روز تو یه مهمونی بودیم ازش پرسیدم خانومت چه مشکلی داره که میخوای طلاقش بدی؟
گفت: یه مرد هیچ وقت عیب زنشو به کسی نمیگه...
وقتی از هم جدا شدن پرسیدم چرا طلاقش دادی؟!
گفت آدم، پشت سر دختر مردم حرف نمیزنه...
بعد از چند ماه از هم جدا شدن و سالِ بعدش خانومش با یکی دیگه ازدواج کرد...
یه روز ازش پرسیدم خب حالا بگو چرا طلاقش دادی؟
گفت: یه مرد هیچوقت پشت سر زنِ مردم حرف نمیزنه...
یادمان نرود کثیفترین انسان کسی است که راز دوران دوستی را به وقت دشمنی فاش سازد.
اگر پشت سر یک زن بد شنیدید بدانید دو حالت دارد:
اگر گوینده مرد است؛ بی شک توانایی به دست آوردن او را نداشته است!
اگر زن است بدانید توانایی رقابت با او را نداشته!
فروغ فرخزاد
+ تعداد بازدید : 0 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

برای دل خودم می‌نویسم …

برای دلتنگی‌هایم

برای دغدغه‌های خودم

برای شانه ای که تکیه گاهم نیست !

برای دلی که دلتنگم نیست …

برای دستی که نوازشگر زخم‌هایم نیست …

برای خودم می‌نویسم !

بمیرم برای خودم که اینقدر تنهاست !

+ تعداد بازدید : 0 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

وقتی دِلم دوباره تُرا طَلب می کند

یعنی هرگز درس عبرت نمی گیرد !

پس ،

دوباره بیا آتش بزن

دوباره برو …

+ تعداد بازدید : 0 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

این وبلاگ حکایت همان لحظه های دلتنگی بدون توست ...

تویی که با رفتنت همه ی لحظه های شیرین زندگیمو ازم گرفتی

منی که دیگه نه از اومدن کسی ذوق زده میشم و نه از رفتن کسی داغون ....

من آدم حسابی نیستم ...

من آدم بی معرفت و نامردی نیستم فقط زمانی یکی وارد زندگیم شد

که همه ی باورامو از بین برد ...

همشو....

چه حقیرند مردمی که نه جرأت دوست داشتن دارند و نه اراده‌ی دوست نداشتن
و نه لیاقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن
و مدام شعر عاشقانه می‌خوانند

و تراژدی غم‌انگیز انسان این است که آنچه هست، نباید باشد
و آنچه باید باشد، نیست و همه حرف‌ها همین است وهمه‌ی دردها همین جا است.
درد روح این است و این است که: «انسان شقایقی است که با داغ زاده است.»

دکتر شریعتی

ID Instagram : marrmar21

+ تعداد بازدید : 0 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

درووووود!

اینم از این کتاب که قبلا هم راجعش گفتم. این کتاب از زبون پرسیه و راجع زندگی قهرمان یونانی صحبت می کنه.

ترجمه این کتاب توسط این سایت انجام میشه.

ولی زمانش مشخص نیس، چون صفحات بالای ۴۰۰ صفحه هست یه کمی طول میکشه پس صبور باشید.

در صورت برداشتن ترجمه توسط یک سایت دیگر با اون سایت برخورد میشه، چون ما می خوایم روش زحمت بکشیم.

با تشکر

برای دانلود برین ادامه مطلب

+ تعداد بازدید : 0 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :

اینم از فصل ۶۴ خانه هادس، برای دانلود از لینک زیر استفاده کنید.

http://1000tu.ir/download/The-House-of-Hades-ch64.pdf

+ تعداد بازدید : 0 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :